خطايى ، على اكبر

57

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و [ آن ] مملكت را ضبط كند و آن مقدار كه بگذراند در آنجا حكومت كند . چون به جاى او ديگرى را تفويض كنند به همان صفت و تجمل خادم اول وا « 1 » گردد و باز « 2 » به همان حشمت و سلطنت با مال و نعمت خود به اساس هرچه تمامتر منزل به منزل بيايد راست تا سراى پادشاه ، [ و ] چون به در سراى برسد همهء مال و نعمت خود را به سراى درآرد و او را رسد كمريشم در ميان بستن و يكى از خادمان خاص پادشاه او باشد . [ بعده ] ، باز آمديم به آنكه يامخانه‌ها را چنان ساخته‌اند كه بعضى آينده و رونده را كه منصب ادنى بود به يام اسب فرود آرند و بار و مال او را در يام ارابه فرود آرند ، و همهء مردم كه از اطراف و جوانب خطاى درآيند به رسم ايلچى درآيند و اگرنه نگذارند درآمدن ، و چون به رسم ايلچى درآيند همه « 3 » دهه دهه شوند . از متاعهائى كه ازين جانب برده‌اند بعضى را پيشكش پادشاهى بكنند و اسبان را مطلقا پيشكش پادشاهى كنند و همه متاعها [ را ] خطائيان قبول كنند و بنويسند و مردمان هر دهه را بنويسند با متاعى كه پيشكش كرده‌اند ، و از ده كس دو كس به خانبالغ بفرستند و باقى را در ده روزهء درون خطاى شهرى است [ كه ] آن را قمچو « 4 » گويند در آنجا نگاه دارند . جاى باشيدن ايشان يام اسب ، و ماه به ماه همهء اسباب معاش ايشان از پادشاهى بدهند . و در خانبالغ همهء [ اين ] خلق را بخشش بدهند « 5 » از اطلس و تافته و كرباس و غيره ، سواى بهاى آنكه پيشكش كرده‌اند و [ نيز ] بهاى پيشكش آنها « 6 » بدهند بتمامه [ به ] آنها كه خانبالغ رفته‌اند ، و بعد از سه سال آنها كه خانبالغ رفته‌اند بيايند . تا آن زمان همهء [ آن خلق را كه در سر حد نگاه داشته‌اند مذكور شد كه ] ايشان را « 7 » از پادشاهى بدهند اسباب معاش و غيره و آن گروه را كه به خانبالغ بفرستند عيش و عشرت مرايشان راست ، زيرا كه هرروز پنج كس را يك گوسفند بدهند از يام اسب ، و هر روز هركس را پنج « شنوك » برنج سفيد كرده « 8 » بدهند و آرد و هيزم و همه اسباب

--> ( 1 ) - س‌ها : باز ( 2 ) - س‌ها : « باز » ندارد ( 3 ) - س‌ها : ندارد ( 4 ) - س‌ها و تركى : كنجو ( 5 ) - س‌ها : برآيد ( 6 ) - ق : پيشكشها ( 7 ) - س‌ها : « ايشان را » ندارد ( 8 ) - شايد : گرده